چند نکته ای در حاشیة اختلافات درونی "حکا و کومه له"
14/09/2020, 23:38 (GMT+1)
چندین سال است که می توان بحث وجود اختلافاتی را از خود اعضاء و کادر درون "حکا" و برخی افراد متفرقه خارج از این حزب و کومه له شنید. اختلافاتی که برخی آنرا به وجود گرایشات چپ و راست درون این حزب منصب می کنند و برخی هم چرخش "حکا و سازمان کومه له" به طرف ناسیونالیسم درون جنبش ملی کردستان را سنگ محک این اختلافات درونی ارزیابی کرده اند. حتی در این مدت ما شاهد استعفای برخی کادر و اعضاء این حزب بطور جمعی و فردی هم بوده ایم. اما ریشه این اختلافات بر سر چیست و نکات اساسی این اختلافات در واقع و بطور ابژکتیو در کدام مسائل سیاسی و استراتژی و تاکتیکی خود را نشان می دهد و رهبران واقعی گرایشات مورد اختلاف کدام اشخاص و افراد درون حزب هستند و تا چه اندازه این قطب بندی جدی است تا کنون به نظر من هنوز کاملا مشخص و روشن نیست.
صلاح مازوجی همچو یکی از کادر رهبری این حزب مدتی پیش در جواب به ابراهیم علیزاده که گفته بود هنوز ما یک صفحه نوشته کنکرت آ چهار را از مخالفین نمی بینیم نوشته ای تحت عنوان " سیمای سیاسی بحران درونی حزب کمونیست ایران" را رو به بیرون انتشار داد و دست روی برخی از نکات مختلف مورد اختلاف گذاشته اما به نظر من ناکافیست و نمی تواند آنرا نشانی از قطب بندی سیاسی جدی ای در "حکا" به حساب آورد. زیرا چندین سال است که از جلسات مختلف و نزدیکی رهبری کومه له با احزاب مختلف ناسیونالیست – اسلامی درون جنبش ملی کردستان ایران و عراق و ترکیه که در واقع ضد کمونیست و مارکسیسم اند میگذرد و نشانی از مخالفت جدی ای از طرف جناحی که خود را چپ قلمداد میکند دیده نشده ، یعنی در واقع همگی به طور نسبی هم باشد در این سالها بر سر کلیه تاکتیک و سیاست های حزب توافق کامل داشته اند. حقیقتا یک مارکسیست واقعی نمی تواند سالها به چپ و راست زدن و نزدیکی کامل رهبری حزبش با احزاب ناسیونال – اسلامی درون جنبش کردستان و سکوت مطلق حزبش را نسبت به کلی رویدادهای ضد انسانی و کارگری احزاب حاکم در کردستان عراق را تحت نام "دیپلوماسی" نادیده بگیرد و همچنان در همان حزب به کار و فعالیت مشغول باشد. در رابطه با این اختلافات در این مدت خیلی از احزاب و افراد بطور جداگانه موضعگیری کرده و هر یک از زاویه نگرش خود به این مسئله پرداخته و آنرا تجزیه و تحلیل نموده اند . در این رابطه بنظرم زیاده روی و بزرگنمایی زیادی در مورد این اختلافات به چشم میخورد. زیرا مدعیان اختلاف درون خود "حکا و کومه له" هنوز بطور رسمی نه شناخته شده هستند و نه موارد و نکات مورد اختلاف خود را فرموله و اعلان کرده اند و تا زمانی که گرایشات مدعی اختلاف بطور رسمی اعلان موجودیت نکنند و برنامه و سیاست و تاکتیک رسمی خود را اعلام ننماید و در عمل و پراکتیک بر حق بودن گرایش خود را ثابت نکنند، اشتباه محض است که احزاب و افراد خارج حزب بطور دلبخواه در مورد آن قضاوت و روانکاوی کنند.
البته باید بگویم که کلیه احزاب و افراد حق دارند که در مورد سیاست و عملکرد احزاب وافراد دیگر قضاوت کنند و انتقادات جدی و سازنده خود را بطور شفاف بیان و اظهار دارند. اما بطور اتوماتیک و از روی برخی اختلافات که ناشی از تاثیرات جنبش های اجتماعی در ایران و کردستان می باشد، حزبی را به چپ و راست تقسیم کردن و جدایی را توصیه نمودن و آنرا به ناسیونالیست بودن متهم کردن، دیگر نشد انتقاد سازنده و تجزیه و تحلیل و کار کمونیستی. باید تأکید کنم که "حکا و کومه له" پدیده ای خارق العاده نیستند و درانجام انقلاب سال ٥٧ ایران هستند. اختلافات سیاسی و تاکتیکی درون این حزب را نباید از حجم خودش بزرگتر کرد و باید آنرا عادی و جنبشی بررسی نمود.
زیرا بحث و اختلاف بر سر برخی تاکتیک و سیاست روزمره نه تنها در "حکا و کومه له"، بلکه در کلیه احزاب سیاسی مسئله ای عادی و نرمالی است و شاید بر عکس آن غیره عادی باشد. هیچ حزبی را در دنیا نمی توان یافت که کلیه کادرهای دفتر سیاسی و کمیته مرکزی و ارگان های مختلف آن صد در صد موافق کلیه سیاست و تاکتیک و استراتژی حزب باشند.
لقب چپ و راست و ناسیونالیست بودن به "حکا و کومه له" در این مقطع خاص کار سازنده ای نیست، زیرا همچنانکه در بالا به آن اشاره کرده ام هنوز گرایش مدعی اختلاف، سیاست و برنامه و تاکتیک و رهبری منسجم خود را ندارد. هنوز اختلافات خود را به شیوه ای کنکرت فرموله و اعلام ننموده و به همین خاطر قضاوت دیگران در خیلی موارد اضافی و زودهنگام به نظر می رسد. من خود شخصا در مورد سیاست و تاکتیک "حکا و کومه له" ، آنجا که به روابط و پیوند حسنه و جلسات مکرر آنها با احزاب ناسیونالیست – اسلامی کردستان ایران و عراق و ترکیه و کنگره ملی و غیره بر می گردد و آنجا که آنها سه دهه تمام در مورد سیاست و عملکردهای مرتجعانه و کلی جنایت و فساد احزاب عشیرتی و قومی (بارزانی و طالبانی ) زیر لوای "دیپلوماسی" سکوت را اختیار نموده و آنجا که آنها برای ماندگاری در اردوگاه به هر خواست اینها گردن نهاده و خود را از احزاب کمونیست و آزادیخواه دور نموده اند و برخی مسائل دیگر انتقاد جدی داشته و دارم و مقتقدم که اگر "حکا و کومه له" خود را همچنان معتقد به کمونیزم و مارکسیزم می دانند می بایستی قبل از هر مماشات و نزدیکی ای با احزاب ناسیونالیست و اسلامی درون جنبش ملی کردستان با احزاب چپ و کمونیست ایران و عراق جوش میخوردند و برای قوی کردن جبهه کمونیست ها با اینها از در مذاکره و اتحاد عمل و غیره بر می آمدند، نه اینکه با سازمانهای مثل (زحمتکشان، دمکرات ها و خبات و پژاک ) و امثالهم. اما متاسفانه "حکا و کومه له" در عمل و پراکتیک عکس این را به نمایش گذاشته اند و این عملکرد و تاکتیک ها بطور جدی با مبانی کمونیسم در تناقض و ضدیت کامل است. اما روانکاوی و زیاده روی در مورد سیاست و تاکتیک این حزب را مردود میدانم. زیرا انشعاب در "حکا و کومه له" در اساس نه تنها خدمتی به بلوک چپ و کمونیست نمی کند بلکه از نظرگاه جامعه ایران و کردستان بسیار زیان آور هم می باشد. تجربه انشعابات مکرر و تلخ گذشته در صفوف احزاب مدعی کمونیسم و سوسیالیسم هنوز بر دوش کارگران و جامعه ایران و اکثریت افراد و کادر خود این احزاب مثل کوهی سنگینی میکند . تنها احزاب راست و ناسیونالیست و جمهوری تروریست اسلامی و دشمنان کارگران و زحمتکشان از این جدایی ها سود برده و می برند.
از این رو برخورد و نقد احزاب و افراد کمونیست به چنین اختلافاتی در درون "حکا " یا هر حزب دیگری باید کاملا با احساس مسئولیت سیاسی همراه باشد، نه روانکاوانه و تشویق به جدایی و تحریک و متهم کردن و تاریخسازی برای این جریانات. برخورد و فرهنگ سیاسی موجود و تا کنونی احزاب درون چپ و کمونیست نسبت به اختلافات و انشعابات درون آنها در واقع با کلی منفی گرائی و تحریک و توهین و در نهایت خوار کردن و تخریب خود این احزاب سیر کرده است و بدین خاطر کلی تأثیر مخرب و منفی چه در جامعه و چه بر روی تک تک افراد درون این احزاب به جا گذاشته است. باید از این فرهنگ غیره سیاسی و عقب افتاده پرهیز نمود و به جای آن از یک فرهنگ سیاسی متمدنانه و آموزشی و یک نقد و تحلیل سازنده پیروی نمود. اگر واقعا اختلافات جدی ای موجود است باید در وهله اول به تمام کادر و افراد درون آن تشکیلات آزادانه و بدون هیچگونه فشار سیاسی درونی و بیرونی اجازه کافی داد که در مورد کل ساختار اختلافات بیاندیشند و نهایتا با آن تعیین تکلیف نمایند و به یک رهبری و سیاست منسجم دست یابند، نه اینکه عجولانه و با شنیدن اختلافاتی در حزبی بقیه احزاب و افراد دست به تجزیه و تحلیل دلبخواهی و تاریخسازی و گذاشتن ویدئو لایف و داوری و قضاوت زود هنگام و غیره دست بزنند و مسیر زودرس جدایی افرادی را تسهیل و تسریع کنند که همچو یک میوه آفتاب ندیده و نرسیده فاقد مزه و طعم اصلی می باشد. این یک خطاء سیاسی بزرگی است.
صلاح مازوجی همچو یکی از کادر رهبری این حزب مدتی پیش در جواب به ابراهیم علیزاده که گفته بود هنوز ما یک صفحه نوشته کنکرت آ چهار را از مخالفین نمی بینیم نوشته ای تحت عنوان " سیمای سیاسی بحران درونی حزب کمونیست ایران" را رو به بیرون انتشار داد و دست روی برخی از نکات مختلف مورد اختلاف گذاشته اما به نظر من ناکافیست و نمی تواند آنرا نشانی از قطب بندی سیاسی جدی ای در "حکا" به حساب آورد. زیرا چندین سال است که از جلسات مختلف و نزدیکی رهبری کومه له با احزاب مختلف ناسیونالیست – اسلامی درون جنبش ملی کردستان ایران و عراق و ترکیه که در واقع ضد کمونیست و مارکسیسم اند میگذرد و نشانی از مخالفت جدی ای از طرف جناحی که خود را چپ قلمداد میکند دیده نشده ، یعنی در واقع همگی به طور نسبی هم باشد در این سالها بر سر کلیه تاکتیک و سیاست های حزب توافق کامل داشته اند. حقیقتا یک مارکسیست واقعی نمی تواند سالها به چپ و راست زدن و نزدیکی کامل رهبری حزبش با احزاب ناسیونال – اسلامی درون جنبش کردستان و سکوت مطلق حزبش را نسبت به کلی رویدادهای ضد انسانی و کارگری احزاب حاکم در کردستان عراق را تحت نام "دیپلوماسی" نادیده بگیرد و همچنان در همان حزب به کار و فعالیت مشغول باشد. در رابطه با این اختلافات در این مدت خیلی از احزاب و افراد بطور جداگانه موضعگیری کرده و هر یک از زاویه نگرش خود به این مسئله پرداخته و آنرا تجزیه و تحلیل نموده اند . در این رابطه بنظرم زیاده روی و بزرگنمایی زیادی در مورد این اختلافات به چشم میخورد. زیرا مدعیان اختلاف درون خود "حکا و کومه له" هنوز بطور رسمی نه شناخته شده هستند و نه موارد و نکات مورد اختلاف خود را فرموله و اعلان کرده اند و تا زمانی که گرایشات مدعی اختلاف بطور رسمی اعلان موجودیت نکنند و برنامه و سیاست و تاکتیک رسمی خود را اعلام ننماید و در عمل و پراکتیک بر حق بودن گرایش خود را ثابت نکنند، اشتباه محض است که احزاب و افراد خارج حزب بطور دلبخواه در مورد آن قضاوت و روانکاوی کنند.
البته باید بگویم که کلیه احزاب و افراد حق دارند که در مورد سیاست و عملکرد احزاب وافراد دیگر قضاوت کنند و انتقادات جدی و سازنده خود را بطور شفاف بیان و اظهار دارند. اما بطور اتوماتیک و از روی برخی اختلافات که ناشی از تاثیرات جنبش های اجتماعی در ایران و کردستان می باشد، حزبی را به چپ و راست تقسیم کردن و جدایی را توصیه نمودن و آنرا به ناسیونالیست بودن متهم کردن، دیگر نشد انتقاد سازنده و تجزیه و تحلیل و کار کمونیستی. باید تأکید کنم که "حکا و کومه له" پدیده ای خارق العاده نیستند و درانجام انقلاب سال ٥٧ ایران هستند. اختلافات سیاسی و تاکتیکی درون این حزب را نباید از حجم خودش بزرگتر کرد و باید آنرا عادی و جنبشی بررسی نمود.
زیرا بحث و اختلاف بر سر برخی تاکتیک و سیاست روزمره نه تنها در "حکا و کومه له"، بلکه در کلیه احزاب سیاسی مسئله ای عادی و نرمالی است و شاید بر عکس آن غیره عادی باشد. هیچ حزبی را در دنیا نمی توان یافت که کلیه کادرهای دفتر سیاسی و کمیته مرکزی و ارگان های مختلف آن صد در صد موافق کلیه سیاست و تاکتیک و استراتژی حزب باشند.
لقب چپ و راست و ناسیونالیست بودن به "حکا و کومه له" در این مقطع خاص کار سازنده ای نیست، زیرا همچنانکه در بالا به آن اشاره کرده ام هنوز گرایش مدعی اختلاف، سیاست و برنامه و تاکتیک و رهبری منسجم خود را ندارد. هنوز اختلافات خود را به شیوه ای کنکرت فرموله و اعلام ننموده و به همین خاطر قضاوت دیگران در خیلی موارد اضافی و زودهنگام به نظر می رسد. من خود شخصا در مورد سیاست و تاکتیک "حکا و کومه له" ، آنجا که به روابط و پیوند حسنه و جلسات مکرر آنها با احزاب ناسیونالیست – اسلامی کردستان ایران و عراق و ترکیه و کنگره ملی و غیره بر می گردد و آنجا که آنها سه دهه تمام در مورد سیاست و عملکردهای مرتجعانه و کلی جنایت و فساد احزاب عشیرتی و قومی (بارزانی و طالبانی ) زیر لوای "دیپلوماسی" سکوت را اختیار نموده و آنجا که آنها برای ماندگاری در اردوگاه به هر خواست اینها گردن نهاده و خود را از احزاب کمونیست و آزادیخواه دور نموده اند و برخی مسائل دیگر انتقاد جدی داشته و دارم و مقتقدم که اگر "حکا و کومه له" خود را همچنان معتقد به کمونیزم و مارکسیزم می دانند می بایستی قبل از هر مماشات و نزدیکی ای با احزاب ناسیونالیست و اسلامی درون جنبش ملی کردستان با احزاب چپ و کمونیست ایران و عراق جوش میخوردند و برای قوی کردن جبهه کمونیست ها با اینها از در مذاکره و اتحاد عمل و غیره بر می آمدند، نه اینکه با سازمانهای مثل (زحمتکشان، دمکرات ها و خبات و پژاک ) و امثالهم. اما متاسفانه "حکا و کومه له" در عمل و پراکتیک عکس این را به نمایش گذاشته اند و این عملکرد و تاکتیک ها بطور جدی با مبانی کمونیسم در تناقض و ضدیت کامل است. اما روانکاوی و زیاده روی در مورد سیاست و تاکتیک این حزب را مردود میدانم. زیرا انشعاب در "حکا و کومه له" در اساس نه تنها خدمتی به بلوک چپ و کمونیست نمی کند بلکه از نظرگاه جامعه ایران و کردستان بسیار زیان آور هم می باشد. تجربه انشعابات مکرر و تلخ گذشته در صفوف احزاب مدعی کمونیسم و سوسیالیسم هنوز بر دوش کارگران و جامعه ایران و اکثریت افراد و کادر خود این احزاب مثل کوهی سنگینی میکند . تنها احزاب راست و ناسیونالیست و جمهوری تروریست اسلامی و دشمنان کارگران و زحمتکشان از این جدایی ها سود برده و می برند.
از این رو برخورد و نقد احزاب و افراد کمونیست به چنین اختلافاتی در درون "حکا " یا هر حزب دیگری باید کاملا با احساس مسئولیت سیاسی همراه باشد، نه روانکاوانه و تشویق به جدایی و تحریک و متهم کردن و تاریخسازی برای این جریانات. برخورد و فرهنگ سیاسی موجود و تا کنونی احزاب درون چپ و کمونیست نسبت به اختلافات و انشعابات درون آنها در واقع با کلی منفی گرائی و تحریک و توهین و در نهایت خوار کردن و تخریب خود این احزاب سیر کرده است و بدین خاطر کلی تأثیر مخرب و منفی چه در جامعه و چه بر روی تک تک افراد درون این احزاب به جا گذاشته است. باید از این فرهنگ غیره سیاسی و عقب افتاده پرهیز نمود و به جای آن از یک فرهنگ سیاسی متمدنانه و آموزشی و یک نقد و تحلیل سازنده پیروی نمود. اگر واقعا اختلافات جدی ای موجود است باید در وهله اول به تمام کادر و افراد درون آن تشکیلات آزادانه و بدون هیچگونه فشار سیاسی درونی و بیرونی اجازه کافی داد که در مورد کل ساختار اختلافات بیاندیشند و نهایتا با آن تعیین تکلیف نمایند و به یک رهبری و سیاست منسجم دست یابند، نه اینکه عجولانه و با شنیدن اختلافاتی در حزبی بقیه احزاب و افراد دست به تجزیه و تحلیل دلبخواهی و تاریخسازی و گذاشتن ویدئو لایف و داوری و قضاوت زود هنگام و غیره دست بزنند و مسیر زودرس جدایی افرادی را تسهیل و تسریع کنند که همچو یک میوه آفتاب ندیده و نرسیده فاقد مزه و طعم اصلی می باشد. این یک خطاء سیاسی بزرگی است.
ئەو بابەت و هەواڵانەی کە ناوی نووسەرەکانیان دیار و ئاشکرایە، تەنیا نووسەرەکەی بەرپرسیارە، نەک کوردستانپۆست
بابەت:
گشتی
بابەتە پڕبینراوەکان


























