مردسالاری و سلب اختیار از زنان: از ساختار تا جنایت
09/08/2025, 21:35 (GMT+1)
در ایران، همچون بسیاری از جوامع سنتمحور، مردسالاری فقط یک باور فردی یا یک ویژگی خانوادگی نیست؛ بلکه ساختاری است نهادینه در قانون، سنت، و گفتمانهای فرهنگی. این ساختار به مردان قدرت و مشروعیت میدهد تا دربارهی بدن، رفتار، پوشش و حتی جان زنان خانواده تصمیم بگیرند. زن، در چنین نظامی، از کودکی با حس “محدود بودن” رشد میکند؛ محدود در انتخاب، در بیان، در زیستن.
بیشتر اوقات این محدودیتها با نامهایی مشروع جلوه داده میشوند: غیرت، آبرو، عرف، مصلحت خانوادگی. در این فضای آلوده، خشونت علیه زن نه تنها غیرعادی تلقی نمیشود، بلکه در مواردی مورد تحسین، توجیه یا حتی قانوناً حمایت میشود. قانون مجازات اسلامی ایران در مواردی مانند قتلهای ناموسی، برای پدر یا برادر قاتل، مجازاتهایی بسیار سبک در نظر میگیرد. همین خلأ قانونی، چراغ سبزیست برای تکرار جنایت.
نمونهی دردناک این فاجعهی فرهنگی-حقوقی، قتل شیرین جغتایی است؛ دختری جوان که تنها بهدلیل تصمیمی مستقل یا انتخابی شخصی، قربانی خشمی شد که برادرانش آن را “حق” خود میدانستند. شیرین نه اولین زن قربانی بود، و نه آخرین. پیش از او رومینا اشرفی، مونا حیدری، و صدها زن دیگر، زندگیشان به قیمت دفاع از “ناموس مردانه” پایان یافت.
شیرین جغتایی، نامی است که نباید از حافظهی جمعی ما پاک شود. صدای خاموششدهی او، نماد هزاران زنیست که هر روز در سکوت، در سایه، و زیر سلطهی قدرتهای پنهان و آشکار مردسالاری جان میدهند. اگر قرار است تغییری رخ دهد، باید از ریشه باشد: از قانون، از آموزش، و از بازنگری در مفاهیمی که خشونت را مشروع میکنند. شیرین، اکنون دیگر فقط یک فرد نیست؛ صدای زخمی است که باید شنیده شود.
ئەو بابەت و هەواڵانەی کە ناوی نووسەرەکانیان دیار و ئاشکرایە، تەنیا نووسەرەکەی بەرپرسیارە، نەک کوردستانپۆست
بابەتە پڕبینراوەکان
























